رشد حرفهای و مسیر شغلی
نویسنده: مهدی مندهپور
مذاکره حقوق در مصاحبه شغلی یکی از مهمترین مهارتهایی است که میتواند روی درآمد و مسیر شغلی شما تأثیر بگذارد. اگر میخواهید در جلسه مصاحبه ارزش حرفهای خود را بهتر نشان دهید و برای حقوق مناسبتری مذاکره کنید، باید بدانید چطور مهارتها، تجربهها و دستاوردهایتان را به کارفرما معرفی کنید. در این مقاله با ۷ معیار کاربردی برای موفقیت در مصاحبه شغلی و مذاکره حقوق آشنا میشوید.
تا حالا به این فکر کردی که چرا دو نفر با سابقه کاری تقریباً مشابه، ممکنه در یک موقعیت شغلی، حقوقهای متفاوتی بگیرن؟
یکی در جلسه مصاحبه فقط درباره سابقه و حقوق درخواستیاش صحبت میکنه؛ نفر دیگه میتونه توضیح بده چه تواناییهایی داره، چه مسئولیتهایی رو تجربه کرده و چطور میتونه به رشد مجموعه کمک کنه.
تفاوت این دو نفر فقط در حرف زدن نیست؛ در میزان شناختشون از ارزش حرفهای خودشونه.
من، مهدی مندهپور، میخوام هفت نکته رو باهات مطرح کنم که بهتره از همین امروز بهشون توجه کنی؛ نه فقط برای اینکه در مصاحبه بعدی موفقتر باشی، بلکه برای اینکه آینده شغلی بهتری برای خودت بسازی.
سالهای سابقه مهمه، اما چیزی که به سابقه تو ارزش میده، تجربه و مسئولیتییه که در این سالها به دست آوردی.
فرض کن دو نفر هشت سال سابقه فروش دارن. یکی بیشتر مسئول ثبت سفارش بوده؛ دیگری علاوه بر فروش، مشتریان ازدسترفته رو پیگیری کرده، به مشتریان سازمانی خدمات داده و در بهبود فرایند فروش نقش داشته.
هر دو هشت سال سابقه دارن، اما تجربهای که به مجموعه جدید منتقل میکنن، یکسان نیست.
از همین امروز، برای هر دوره کاریات بنویس چه مسئولیتی داشتی، چه مهارتی یاد گرفتی و چه نتیجهای ایجاد کردی.
در مصاحبه، بهجای شمردن سالهای سابقه، از تجربههایی حرف بزن که تو رو برای مسئولیت جدید آماده کرده.
فرض کن برای استخدام در بخش فروش یک شرکت ایرانی مثل دیجیکالا یا یک فروشگاه آنلاین تجهیزات کامپیوتری اقدام میکنی.
صرف اینکه بگی «فروشنده باتجربهای هستم» تصویر کاملی از توانایی تو نمیده. اما وقتی توضیح میدی چطور نیاز مشتری رو تشخیص میدی، اعتراضش رو مدیریت میکنی، محصول مناسب پیشنهاد میدی و پیگیری رو تا رسیدن به نتیجه ادامه میدی، کارفرما شناخت دقیقتری از توانایی تو پیدا میکنه.
به همین دلیل، پیش از مصاحبه سه نمونه واقعی از کارهایی آماده کن که بهخوبی از پسشون برمیای.
مهارت زمانی در مذاکره حقوق ارزش بیشتری پیدا میکنه که بتونی کاربرد واقعی اون رو برای شغل موردنظر توضیح بدی.
گاهی مزیت حرفهای تو در ترکیب چند مهارته.
مثلاً کسی که هم دانش فنی تجهیزات کامپیوتری داره و هم فروش رو میشناسه، ممکنه بهتر بتونه نیاز مشتری رو تشخیص بده و راهکار مناسبی پیشنهاد کنه.
یا کارشناس حسابداری که علاوه بر ثبت اسناد، اکسل رو بهخوبی میشناسه و میتونه گزارشهای مدیریتی تهیه کنه، تواناییهای بیشتری برای کمک به تصمیمگیری مجموعه داره.
به تجربههات نگاه کن و ببین چه ترکیبی از دانش، مهارت و توانایی در تو وجود داره که در این موقعیت شغلی کاربردیه.
در مصاحبه، مزیت حرفهایات رو با یک مثال واقعی نشون بده؛ اینطوری کارفرما بهتر میتونه ارزشش رو ارزیابی کنه.
کار کردن در یک مجموعه بزرگ میتونه تجربه ارزشمندی باشه؛ ولی بهتنهایی معیار کاملی برای ارزیابی توانایی تو نیست.
برای مثال، دو نفر رو در نظر بگیر که یکی در یک شرکت بزرگ مثل ایرانخودرو فعالیت کرده و دیگری در یک شرکت قطعهسازی کوچکتر کار کرده.
اگر نفر اول فقط بخشی محدود از یک فرایند رو انجام داده باشه، اما نفر دوم مسئولیت برنامهریزی تولید، پیگیری تأمین قطعات و هماهنگی با مشتریان رو بر عهده داشته باشه، ممکنه تجربه نفر دوم برای یک موقعیت شغلی مدیریتی یا اجرایی، مرتبطتر باشه.
البته نتیجه به نوع شغل و مسئولیتهای واقعی هر فرد بستگی داره؛ نه صرفاً به نام شرکت.
پس وقتی سوابق کاریات رو معرفی میکنی، درباره مسئولیتها، تصمیمهایی که گرفتی و تجربههایی که به دست آوردی هم حرف بزن.
نام مجموعه میتونه توجه ایجاد کنه؛ اما شرح درست مسئولیتها و عملکرد توئه که ارزش تجربهات رو روشن میکنه.
تصور کن قرار است با مدیر یک شرکت برای استخدام صحبت کنی. اگر قبل از جلسه، سایت شرکت، محصولات، مشتریان، خدمات و موقعیت شغلی رو بررسی کرده باشی، گفتوگوی متفاوتی خواهی داشت.
برای مثال، اگر برای یک فروشگاه اینترنتی اقدام میکنی، میتونی بررسی کنی چه محصولاتی میفروشه، مخاطبانش چه کسانی هستن و موقعیت شغلی تو قراره چه نقشی در کار مجموعه داشته باشه.
بعد در جلسه، سؤال مهمی بپرس:
«اگر امکانش هست، کمی درباره دلیل جذب نیرو در این موقعیت و انتظاری که از فرد استخدامشده دارید توضیح میدید؟ دوست دارم بدونم در ماههای اول، چه نتایجی برای شما اهمیت بیشتری داره.»
این سؤال به تو کمک میکنه بفهمی مسئله اصلی مجموعه چیه و عملکردت قراره با چه معیارهایی ارزیابی بشه.
اگر در بررسیهای اولیهات به موضوعی قابلتوجه رسیدی، میتونی با احترام دربارهاش سؤال کنی و بیشتر یاد بگیری. لازم نیست در همان جلسه اول، برای مجموعه نسخه بپیچی یا مشکلاتش رو نقد کنی.
هدف اینه که با شناخت وارد جلسه بشی، سؤالهای درست بپرسی و نشون بدی به کیفیت کار و نتیجهای که ایجاد میکنی اهمیت میدی.
فرض کن در شرکت قبلی توانستی با پیگیری بهتر مشتریان، بخشی از مشتریان قدیمی رو به خرید مجدد برگردونی.
در مصاحبه میتونی درباره تجربهات توضیح بدی و بگی:
«در مجموعه قبلی روی پیگیری مشتریان و حفظ ارتباط با اونها کار کردم و نتیجه این شد که تعدادی از مشتریان دوباره خرید کردن. فکر میکنم تجربهام در این زمینه میتونه برای مجموعه شما هم مفید باشه. اگر این موضوع از اولویتهای شماست، خوشحال میشم درباره نحوه همکاری و استفاده از این تجربه بیشتر صحبت کنیم.»
این مدل صحبت کردن، هم تجربه تو رو روشن میکنه و هم امکان گفتوگوی حرفهای رو فراهم میسازه.
اگر عدد و آمار واقعی داری، ازش استفاده کن. اگر هم نتیجه حاصل کار تیمی بوده، سهم خودت رو دقیق توضیح بده.
وقتی از عملکرد واقعیات حرف میزنی، کارفرما فرصت پیدا میکنه توانایی تو رو با نیازهای مجموعه تطبیق بده.
حالا به سؤال اصلی میرسیم: چه حقوقی درخواست کنی؟
برای پاسخ، ابتدا حقوق موقعیتهای مشابه رو بررسی کن. شرح وظایف، میزان مسئولیت، شهر، صنعت و سطح تجربه موردنیاز رو در نظر بگیر. بعد این اطلاعات رو با مهارتها، سابقه مرتبط و نتایجی که میتونی ایجاد کنی مقایسه کن.
پیش از مصاحبه، سه عدد برای خودت مشخص کن:
حقوق ثابت رو هم در کنار پورسانت، پاداش، بیمه، ساعات کاری و مسئولیتها بررسی کن؛ چون ارزش واقعی دو پیشنهاد شغلی ممکنه با وجود حقوق پایه مشابه، متفاوت باشه.
یک نکته مهم رو هم در نظر داشته باش: عدد حقوق فقط به توانایی تو وابسته نیست. بودجه شرکت، شرایط بازار، میزان تقاضا برای مهارتت و مسئولیت شغل هم اثر دارن. به همین دلیل، شناخت و مذاکره خوب میتونه موقعیتت رو بهتر کنه، اما مبلغ نهایی همیشه در اختیار یک طرف نیست.
هرچه شواهد روشنتری از توانایی و عملکردت داشته باشی و بازار رو بهتر بشناسی، با آمادگی بیشتری میتونی درباره حقوق مذاکره کنی.
دوست من، میخوام روی یک نکته تأکید کنم.
آینده شغلی تو فقط روزی ساخته نمیشه که وارد اتاق مصاحبه میشی. از همین امروز ساخته میشه؛ با مهارتی که یاد میگیری، مسئولیتی که بهتر انجام میدی، مسئلهای که حل میکنی و نتیجهای که میتونی برای خودت و مجموعهات ایجاد کنی.
درآمد و حقوق مهمه؛ اما عملکرد تو هم باید بهاندازهای جدی باشه که بتونی درباره ارزش کارت با اطمینان صحبت کنی.
اگر امروز روی مهارت، تجربه و کیفیت عملکردت سرمایهگذاری کنی، در آینده شواهد بیشتری برای دفاع از حقوق درخواستیات خواهی داشت.
به نظر من، یکی از بهترین پساندازهای تو برای آینده، مهارت و عملکردیه که امروز میسازی و فردا میتونی نتیجهاش رو برداشت کنی.
من مهدی مندهپورم و باور دارم رشد حرفهای از تصمیمهای آگاهانه و قدمهای عملی شروع میشه.
حالا از خودت بپرس: اگر همین فردا برای یک موقعیت شغلی بهتر دعوت بشی، چه سه نمونه واقعی از عملکردت داری که باهاشون بتونی ارزش خودت رو نشون بدی؟
از همینجا شروع کن.
ابتدا حقوق موقعیتهای مشابه را بررسی کنید، سپس با توجه به مسئولیتها، مهارتها و نتایج واقعی کارتان، عدد پیشنهادی و حداقل قابلقبول خود را مشخص کنید. هنگام مذاکره، دلایل درخواستتان را شفاف و حرفهای بیان کنید.
بهجای اشاره صرف به سالهای سابقه، درباره مسئولیتهای مرتبط، مهارتهای کاربردی و نمونههای واقعی از عملکردتان صحبت کنید. اگر آمار معتبر دارید، از آن برای توضیح نتایج استفاده کنید.
وبسایت شرکت، محصولات و خدمات، مشتریان، شرح موقعیت شغلی و انتظارات احتمالی از فرد استخدامشده را بررسی کنید. سپس چند سؤال مرتبط درباره مسئولیتها و معیارهای موفقیت در ماههای نخست آماده کنید.
لزوماً خیر. نام شرکت ممکن است توجه کارفرما را جلب کند، اما ارتباط تجربه با شغل جدید، سطح مسئولیت، مهارتها، نتایج عملکرد و شرایط بازار نیز در ارزیابی حقوق مؤثرند.